تبليغاتX
☺☺شاهد عینی☺☺

☺☺شاهد عینی☺☺

سلام به همه دوستان شیما

من این وبلاگ را تاسیس کردم برای طرفداری از شیما مطالب این وبلاگ

از دوست خوبم شیما هستند من حتی نظرات شیما هم در این وبلاگ

انداخته ام منظورم از طرفداری از شیما این است که وبلاگ شیما توسط

یک عوضی هک شده دوستان میتوانند نظر خود را راجب به این  عوضی

اشغال که وبلاگ شیما جان هک کرده بنویسند

امیدوارم که شیما از این کار من  خوشش بیاید

           دوستدار شیما جان جواد

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11:53  توسط جواد  | 

(( برای ارسال پیام به یونسکو در اعتراض به آبگیری سد سیوند برای ....))

(( برای ارسال پیام به یونسکو در اعتراض به آبگیری سد سیوند برای

جلوگیری از این فاجعه ی ملی بر روی لینک زیر کلیک کنید. ))

www.amordad.net/sivand.htm

ترجمه متن پیام

خانه من کجاست؟

 

 گرسنه ام چنانكه كودكان گواتمالا، تشنه ام چنانكه زمین تشنه كویر، اما نه نیازمند تكه ای نانم نه جرعه ای آب، تنها خانه ام را بمن بدهید .
بارها خوانده ام و بارها در داستانهای كودكانه شنیده ام ایران، اما طعم آنرا نچشیده ام چنانكه آزادی، اما حتی نمیخواهم مرا برهانید! تنها خانه ام را بمن بدهید.

ایران را دوست دارم، فرازهای البرز كوه ، فرودهای دشتهای پهناورش، همه دیوارهای خانه ام را دوست دارم، حتی خارهای برانش و سنگهای بیابانش را، به چپاول نبریدش خانه ام را بمن بدهید!

سالهاست كه دشمنان ایران - سرزمینی به تاریخ آفرینش، به تاریخ انسان - با هزاران نیزه به زخم خانه ام ایران، کوشیده اند و با هر نوع ترفندی به از بین بردن فرهنگ این مرز و بوم كهن همت گمارده اند و امروز با به زیر آب فرستادن دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی و با آبگیری سد سیوند كه یادگار نیاكان ایران زمین ماست، زخمی تازه به پیكر تاریخ ایران و فرهنگ ما میزنند كه تاریخ جهان تار و پودی تنیده با هم دارد.

چنانكه ما و شما از دورترین تاریخ با هم ایستادیم و با هم آمدیم ما با فردوسی و رستم و شما یا هرودت و آشیل. امروز كه نیازمند شماییم دوستی كهن بخاطر آورده و تاریخ ما را از تاراج نجات دهید كمک كنید تا خانه و فرهنگ خویش را حفظ كنیم حتی سنگ كوچک فراموش شده در گوشه حیاط خانه را.
نگذارید تا با آبگیری سد سیوند یك تاریخ به نابودی كشانیده شود اگر به كودكان گرسنه آفریقا نان میدهید به فرزندان این مرزو بوم تنها و تنها جرعه ای هوا برسانید. تاریخ ما را دریابید .

مرسی از

...پوروچیستا...

(***پیام زرتشت***)

  33 اعتراض
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:23  توسط جواد  | 

"کرکس صفت"
 

من نمی دانم از دست این انسان های کرکس صفت

به کجا پناه ببرم!به زنده ی انسان هم رحم نمی کنند!

 

                                                                                                                 .... !!!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:23  توسط جواد  | 

حکم" اعدام "نازنین" لغو "شد
 

 

                  حکم" اعدام "نازنین" لغو "شد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:22  توسط جواد  | 

دفاع از نازنين فاتحي

دفاع از نازنين

به نقل از وب سايت افق www.ofogh.coo.ir

نويسنده مبين دهباشي Ofogh66@gmail.com

حدود 1 سال پيش در يک نقطه از ايران سه مرد به قصد تجاوز به دو دختر حمله ميکنند و سعي ميکنند لباس هاي اون دخترها رو از تنشون در بيارن يکي از اين دخترا ها که اسمش نازنين فاتحي بوده به زور از دست اونها فرار ميکنه ولي چند متر جلو تر ميگيرنش و نازنين با چاقويي که (داشته يا پيدا ميکنه) به گردن اون مرد ضربه اي وارد ميکنه و اين منجر به مرگ اون مرد ميشه

پليس در جريان قرار ميگيره و نازنين احضار ميشه و پس از حکم قاضي نازنين به جرم قتل عمد حبس و به اعدام محکوم ميشه

واقعا کجاي دنيا به خاطر دفاع از خود کسي رو به اعدام محکوم ميکنند

داستان دوم مربوط به نازنين ديگريست دختري به اسم نازنين افشين جم که خواننده  و فعال سياسي ايراني و الاصل مقيم آمريکاست

حدود 10 ماه پيش مردي ناشناس به ايشون ايميلي ميزنه و براشون مينويسه که دختري هم نام شما رو بي گناه ميخواهند اعدام کنند!! نازنين افشين جم که تحت تاثير پيام اين مرد قرار ميگيره سعي ميکنه که به نازنين فاتحي کمک کنه

سايتي رو طراحي ميکنه به اسم http://www.helpnazanin.com در اين سايت داستان نازنين فاتحي به طور کامل نوشته شده

از ديگر کارهاي نازنين افشين جم اينه که Documentary يا در واقع فيلمي چند دقيقه اي رو به کارگرداني يک کارگردان ايراني تهيه ميکنه! که تو اين فيلم حمله به نازنين بازسازي شده و نشون ميده که چه ظلمي به اين دختر بي گناه شده

نازنين افشين جم خبر نازنين فاتحي رو به گوش جهانيان ميرسونه و تاييدات مردم رو به صورت امضاي آنلاين دريافت ميکنه و با مطرح کردن اين داستان به همراه امضاها در پارلمان هاي کشورهاي مختلف و همچنين سازمان هاي حقوق بشر و حقوق بين الملل باعث ميشه که اين سازمان ها به ايران فشار بيارند و  اعدام نازنين به تاخير بيفته اما متاسفانه 2 روز به آخرين دادگاه نازنين وقت مونده که حکم نهايي اعدام در اين دادگاه صادر خواهد شد

کمکي که که ما به نازنين ميتونيم بکنيم اينه که ما هم امضاي خودمون رو در اعتراضنامه نازنين افشين جم قرار بديم

درسته كه سركوب عمومي خيلي آسونه و در ايران خيلي راحت مردم رو سركوب مي كنند اما بياييد همت كنيم و غيرت اريايي خود رو براي هميشه نشون بديم .براي يك بار هم كه شده اتحاد خودمونو به نمايش بگذاريم و نشون بديم كه نمي زاريم آقايان عمامه بسر براحتي يك ليوان آب خوردن جوون جوانانمون رو بگيرن . مطمئن باشيد اين اولين و آخرين نازنيني نيست كه قرباني اين تصميمات نا بجا مي شه و كشته مي شه . دوستان براي تجمع اعلام آمادگي كنيد كه اگر تعدادمون زياد بشه در تهران تجمع كنيم . البته به اين هم فكر كنيد كه بلاخره چند نفر رو مي تونند با باطوم بزنند . چند نفر رو مي تونند بكشند از پس همه ما كه بر نمي آيند . من خودم در صف اول قرار مي گيرم . پس اعلام آمادگي كنيد .

در پايان هم از دوستان و ياران هميشگي يك خواهش دارم كه اين مطلب رو در سايت يا وبلاگ هاي خود بگذاريد تا ديگران هم ببينند اما ايميل سايت افق رو هم براي اعلام آمادگي براي تجمع بزارين تا همه با هم متحدانه از نازنين دفاع كنيم .

 

لينک هاي مربوط

 

سايت اصلي که نازنين افشين جم ساخته )http://www.helpnazanin.com ( دو تا لينک پاييني هم تو اين سايت هست

امضاي خودتون رو ميتونيد اينجا قرار بديد آخرين بار که ديدم حدود 260000 امضا جمع شده بود http://www.petitiononline.com/Nazanin/petition.html 

فيلم باز سازي شده رو تو اين سايت ميتونيد ببينيد http://www.bodog.tv يا به اين لينک مراجعه کنيد http://www.bodog.tv/spotlight/

 

 

 

  56 اعتراض
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:22  توسط جواد  | 

کاهش سن رای از 18 به 15 و نقض مجدد آن پس از دوره ی انتخابات خبرگان!!!
با هم با درود شروع میکنم

از همه بازدید کنند گان محترم تقاضا دارم که پس از ارایه ی نقطه نظراتشان حتما" پست الکترونیک و یا لینک خود را ثبت کنید.در پست قبل عده ای از بازدیدکنندگان بدون گذاشتن مشخصاتی از خود به جای بیان و اظهار نظر در مورد پست به توهین و اراجیفی پرداختند که درخور این وبلاگ که محیطی کوچک و مجازی برای تبادل نظرات میباشد نبود .به هر حال امیدوارم دیگر نه من و نه شما شاهد چنین پدیده هایی نباشیم.

یکی از خبرهایی که دیروز بدجوری سوزوندم این بی بنایی قانون های پی در پی ای که مدام در مجلس تصویب میشن بود.!! در نگاه اول خیلی خنده داره !! اما وقتی به عمق موضوع نگاه میکنیم باید بیشینیم گریه کنیم! قانون های زیادی هستند که بی رحمیو فریاد میزنه مثل سنگسار اما خب اینم یه جورشه!یه بچه 15 ساله که هنوز داره پایان کودکیشو میگذرونه با اطلاعاتی که تو این مدرسه ها از کشور ملت و سیاست مداران داره چه طوری میخواد تو سرنوشت کشورش تاثیر بذاره یا اصلاح کنم چه طوری میتونه یه انتخاب درست کنه؟!!

آره . راضی میشه . به خیلی چیزا چون هنوز تازه اول راهه چون هنوز نمیدونه خیلی چیزا رو واسه همین شناسنامشو با یه قوطی ویسکی عوض میکنه!!واسه 10 20 تومان شناسنامشو یا بهتر بگم کشورشو میفروشه!!بدونی که بفهمه داره چه کار میکنه؟! بعد تازه بعد از شمارش آرا میفهمن که اِ این سن واسه تصمیم گیری و انتخاب کمه!!!! این چیو میرسونه؟! غیر از ضعفه ؟!غیر از بیچارگیه؟!غیر از رای دادن به سنگساره؟!!

 

چند روز پیش که سالروزه زلزله ی بم بود رهبر ایران خامنه ای با یه لباس ساده رفت بین مردم بم تو خیابونای بم بین مردم راه میرفت اما نمیدونم چرا؟! یه صحنه دلخراش دیدم که یه خانم یه چفیه مالوند به صورت خامنه ای و بعد بوسید!!چرا؟!آخه چرا به یه آدم عادی از جنس بقیه مردم میگن حضرت؟!چرا به دست و پای یه آدم از جنس خودشون میوفتن؟!معجزه میکنه؟!شفا میده؟!یا ... .

خب لفظا" حرفهایم خاتمه میخواهند اما ناگفته ها حرف های بسیار دارند

"بدرود "

  25 اعتراض
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:22  توسط جواد  | 

نفرت غیر انسانی را باور ندارم
تو را می خوانم ما این را از گذشته به ارث می بریم و امروز چهره ی شیلی بزرگ شده است پس از پشت سر نهادن آن همه رنج به تو نیاز مندم برادر جوان خواهر جوان! به آنچه میگویم گوش فرا دار: نفرت غیر انسانی را باور ندارم باور ندارم که انسان دشمنی کید من بر آنم که با دستان تو و من با دشمن رویاروی توانیم شد و در برابر مجازاتش خواهیم ایستاد و این سرزمین را شرشار خواهیم کرد از شادی لذت بخش و زرین چون خوشه ی گندم "این شعر از پابلو نرودا نویسنده ای از امریکای لاتین در باب مردم شیلی" -------------------------------------------------------------------------------- دادگاه سقراط را به جرم تشویش اذهان عمومی به مرگ محکوم کرد تشویش اذهان عمومی کشتن یک فرد به خاطر عقایدش فیثاغورث و افلاطون اولین کمونیست های تاریخ!!!! تمام مقاومت هایی که در برابر فکر های جدید ایجاد میشود به خاطر وجود همین پارادیم هاست.اگر جامعه یونان قدیم افکار سقراط را نپذیرفت و او را محکوم به مرگ کرد . اگر کلیسا نظریه ی گالیله را مبنی بر گردش زمین به دور خورشید نپزیرفت اگر صنعت ساعت سازی سوییس تکنولوژی ساعت های الکترونیکی را نپزیرفت و از بازارهای جهانی حذف شد و خیلی اگر های دیگر همگی به دلیل مقاومتی است که یک پارادیم در برابر ایده های جدید دارد . در کشور ما هم این نمونه ها بسیار است :مقاومت در برابر ظهور دوش حمام!!رادیو تلویزیون اینترنت ماهواره و .... اما هستند کسانی که پارادیم های خود را تغییر میدهند دانشمندان و پیشتازان علم ما به این علت از عوض شدن پارادیم ها احساس خطر میکنیم که اگر پارادیم ها عوض شوند گذشته ی ما هیچ چیزی را برای رسیدن به موفقیت های آینده تضمین نمیکند و این همان علت اصلی ایستاا ماندن و تغییر نکردن است.اکنون ما در جایی ایستاده ایم که نگران فلج شدن پاهایمان هستیم

Viaje a América

Dos años después de nuestro primer encuentro, quise trabajar mucho sobre el "Canto General" y veía que no podía hablar de esto, ni enseñarlo, ni escribir sobre esto, sin conocer el fondo de lo que se estaba representando en éste y otros poemas.

Pablo Neruda con Robert Pring-Mill en su casa de Oxfordshire. Foto: Colección de Robert Pring-Mill
Neruda con Pring-Mill en la casa de éste en Oxfordshire. Foto: Colección Robert Pring-Mill.
Tomé un año sabático para aprender el contexto hispanoamericano de la obra de Neruda y fui, con un Land Rover, desde Canadá hasta el sur de Chile, para ambientarme en todos los países hispanoamericanos que pude.

Estuve cuatro meses en Chile y pasé un total de cinco semanas en Isla Negra, donde pude trabajar más intensamente con él.

Fue allí donde primero vi sus originales y pude cotejar manuscritos y textos impresos.

Ellos eran muy hospitalarios, sumamente agradables en todo.

Matilde Urrutia

A Matilde la recuerdo como una mujer de gran fuerza de voluntad, de gran dignidad, de mucha nobleza.

Sé que ofendió a muchos amigos de Pablo porque le protegía. Ella decía que sus amigos abusaban de él, venían a todas horas, le comían no sólo la comida sino el tiempo, no le dejaban en paz, y además ella ya sabía que él estaba enfermo y le cuidaba ferozmente. Y no dejaba pasar a todos los amigos de antes.

Pablo Neruda y Matilde Urrutia, Isla Negra, 1953. Foto: Fundación Pablo Neruda.
Pablo Neruda y Matilde Urrutia, Isla Negra, 1953. Foto: Fundación Pablo Neruda.
e`pos Director by:shima
e`pos auotor by:alfredo
e`pfoto po:lika tuowa jo
Además había gente que se quejaba mucho de que él hubiese abandonado a Delia del Carril para irse con Matilde. Sus antiguos amigos se dividieron en dos grupos y algunos de los mejores amigos de antes se alejaron mucho de Pablo después de la separación.

Después de la muerte de Pablo, la vi la primera vez que salió de Chile. Yo fui a París para hablar con ella y todavía tengo dos páginas de apuntes casi en clave.

Ella me quería decir muchas cosas de Chile pero, hasta allí, temía estar seguida por los agentes (del gobierno de Augusto Pinochet) y fuimos a conversar en un parque, para no estar en su habitación del hotel, que estaba segura que tendrían micrófonos.

Yo hice una serie de apuntes sobre las cosas que me decía y que ella quería que yo contara a los demás, de la situación en Chile entonces.

 
 

دوباره درود   36 اعتراض

هرگز فکر نکن تکراری است تکراری نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:21  توسط جواد  | 

این چند روز خیلی سخت گذشت.تحملش خیلی سخت بود.اما گذشت و من آموختم  بسیار آموختم

می خوام از یه دوست یکی که تو این مدت تو تمام این شرایط سخت باهام بود و لحظه ای از کمک کردن و راهنمایی به من دریغ نکرد تشکر کنم نمیدونم چه جوری چون این روزا واسه محبت مبلغ قایلند  چون چیزی به این اسم کم رنگ و خیلی اوقات بیرنگه

آلفرد ازت ممنونم واسه اینکه تو این چند وقت به من محبت نفروختی.واسه اینکه برای راهنماییت منتی در کار نبود.واسه اینکه خیلی چیزا ازت یاد گرفتم.و ازت عذر میخوام ازینکه نگرانت کردم

و شرمنده ام من از همه اگر وظیفه ام را انجام ندهم

 

زمان میگذره

وقتی حسش نمی کنی بی رحم میشه اما وقتی زندگی کنی حسش میکنی و وقتی حسش کنی لحظه ای را برای کمک به هم نوعت دریغ نمیکنی

 

گاهی اوقات بعضی سوالات ذهنم رو بدجوری می خوره مثل اینکه چرا هنوزم برنج ها یی که میخریم وقتی باز میشن یه کاغذ که روش نوشته شده تقدیم به هموطن زلزله زده ی من ؟!چرا با وجود این همه کمک ها و حمایت هایی که مردم از قشر پایین میکنن روز به روز اضافه میشن ؟!چرا باید کشور ایران دارای اولین رتبه تو سرچ کلماتی از قبیل سکس باشه ؟!!چرا باید کودکان گدایی کنند و چرا این پول صرف خرید مواد مخدر برای پدرشان شود؟!چرا باید بعضی از بچه ها آرزوی مرگ کنند ؟چرا باید از به دنیا آمدنشون پشیمون باشند؟!چرا وقتی که یه انسان نادان شروع به گفتن اراجیف دینی میکند تا جیبش پر شود من نباید اعتراض کنم؟!چرا وقتی همراه اسم دولتم استقلال آزادی جمهوری اسلامی میاد من هیچ کدومشو نمیبینیم و هزار چرای دیگر... .

بجنبید

هرگز نگویید دیر است یا ما نمیتوانیم بجنبید

بدرود

  22 اعتراض
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:19  توسط جواد  | 

In a strange Town

 

 

"دیگر " بریدم

    

                              "هستم"؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:19  توسط جواد  | 


"بانی تمدن ایران تولدت مبارک"

عجب روزی بود ۲۳مهر ماه!!!

 یه روز ممکن مناسبت های زیادی داشته باشه:کودک /نوجوان/پدر/مادر/مرگ /تولدو... .

خیلی دلم میخواد بدونم که کی یادش بود ۲۳ مهرماه مصادف با ۲۱ رمضان علاوه بر اینکه سالروز از دنیا رفتن <شهادت>یه امام بود سالروز به دنیا آمدن یک رهبر هم بود؟

نمیدونم چی باید بگم اما این ضرب المثل که میگه هر چیزی جای خودش رو قبول دارم.

 "بانی تمدن ایران زمین" اینو شخصی با تمسخر خواند و رفت.این فرد نادان با "جهالت تمام" این عنوان را خواند  و جالب این است که همین افراد گله می کنند از...  کسی که حتی پایه گذار تمدن خویش را نمیشنسد دیگر چه جای حرف و گله!

شاید به خاطر وجود چنین انسانهای نادانیست که استوانه ۴۵سطری کوروش با عنوان اولین" منشور آزادی انسان"که با نام وی به عنوان اولین سند حقوق بشر در تاریخ ثبت شده اکنون در موزه ی بریتانیا نگهداری میشود!

درد آور است که ببینی ذره ذره ی وطنت در دست غریبه هاست و خود از آن ها بی خبر

واقعا چرا بعضی ها تولد کسیو که خیلی مدیونشن یادشون میره؟!!

  60 اعتراض
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:14  توسط جواد  |